تبليغاتX
 مست عرفاني
 

نفرین

 

دیر زمانیست که پدر و مادرم رو اذیت میکنم.

 

به بهانه اینکه نفرینم کنند.

 

تا بگویند......

 

درد بی درمون بگیری؟!!!

 

خوشحالم که نفرینشان گرفت.

 

و من همچنان عاشقم!!!

                                                      "ممدو"


 

نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 24 تیر1388 ساعت 11:37 موضوع | لینک ثابت


 

 

این"می"چه حرامیست که عالم همه زان میجوشند 


  یک دسته به نابودی نامش کوشند 


  انان که بر عاشقان حرامش کردند 


 خود خلوت از آن پیاله ها مینوشند 



 آن عاشق دیوانه که این خمارمستی را ساخت 
 

 معشوق وشراب و"می"پرستی راساخت 


 بی شک قدحی شراب نوشیدو از آن 


 سرمست شد این جهان هستی راساخت



 

نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 18 تیر1388 ساعت 11:34 موضوع | لینک ثابت


آن دم که مرا  می زده  در خاک سپارید

                                            زیر کفنم  خمره ای  از  باده  گذارید

تا در  سفر  دوزخ  از  آن  باده بنوشم

                                            بر  خاک  من از ساقه ی  انگور  بکارید

آن  لحظه  که با  دوزخیان  کنم  ملاقات

                                             یک خمره  شراب  ارغوان برم به سوغات

هر قدر که در خاک ننوشیدم از آن باده ی صافی

                                              بنشینم  و  با  دوزخیان  کنم  تلافی 

جز ساغر و میخانه و ساقی نشناسم

                                              بر پایه ی پیمانه و شادی ست اساسم

گر همچو همای از آتش عشق بسوزم

                                               از آتش دوزخ  نهراسم ٬ نهراسم  

 


 

نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 20 خرداد1388 ساعت 13:51 موضوع | لینک ثابت


1. خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می شدی، بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟

2. خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود، بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوشامد گفتی؟

3. خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی، بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟

4. خداوند از تو نخواهد پرسید بالاترین میزان حقوق تو چقدر بود، بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاور گرفتن آن بودی؟

5. خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود، بلکه از تو خواهد پرسید آیا آن را به بهترین نحو انجام دادی؟

6. خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی، بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟

7. خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می کردی، بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟

8. خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود، بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟

9. خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی، بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.

10. خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مقاله را برای دوستانت نخواندی، بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی می کردی؟


 

نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 11 خرداد1388 ساعت 12:9 موضوع | لینک ثابت


آن روزهاي خوش با تو بودن را چگونه فراموش کنم !

 
اين روزهاي سرد و ساکت و تنها را چگونه تحمل کنم ؟
 
آن روزهاي افتابي با تو بودن را چگونه فراموش کنم !
 
اين روزهاي ابري و تاريک را چگونه تحمل کنم؟
 
آن همه تبريک گفتنها ؛ آن همه آرزوي خوشبختي شنيدنها را چگونه فراموش کنم !
 
اين همه دلسوزي و تمسخر شنيدنها را چگونه تحمل کنم ؟
 
" صـــــداي شکستن قلبم وغرورم را چگونه فراموش کــــنم "
 
ديگر مهم نيست خورشيد بيايد يا باران ببارد.......... !!!
 
ديگر مهم نيست من کجاي صفحه زندگي مثل ادمکي بي جان جابجا مي شوم......... !!!
 
چه اهميتي دارد که خوب باشم يا بد . زشت باشم يا زيبا ......... !!!
 
اصلا" باشم يا نباشم ......... !!!

مهم اینست که عاشقانه دوستت دارم


 

نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 20 تیر1387 ساعت 9:58 موضوع | لینک ثابت


بامن تماس بگیر خدایا:
 
هرروز شیطان لعنتی خط های ذهن مرا اشغال
 میکند

هی با شماره های غلط زنگ می زند آن وقت

من اشتباه می کنم و او با اشتباه های دلم

حال می کند

                 **********

دیروز یک فرشته به من می گفت:

تو گوشی دل خود را بد گذاشتی

آن وقت ها که خدا به تو می زد زنگ

آخر چرا جواب ندادی،چرا بر نداشتی؟

یادش به خیر

آن روزها

مکالمه با خورشید

دفترچه های  ذهن کوچک من را

سرشار خاطره می کرد

امروز پاره است

آن سیم ها که دلم را تا آسمان مخابره می کرد

            ****

اما

با من تماس بگیر خدایا

حتی هزار بار

وقتی که نیستم

لطفا پیام خودت را

روی پیام گیر  دلم بگذار............


 

نوشته شده توسط محمد در یکشنبه 19 اسفند1386 ساعت 12:47 موضوع | لینک ثابت


 

تو اگر در طپش باغ خدا را دیدی همت کن


وبگو ماهی ها حوضشان بی اب است


باد میرفت به سر وقت چنار


من به سروقت خدا می رفتم

 


 

نوشته شده توسط محمد در شنبه 13 بهمن1386 ساعت 13:9 موضوع | لینک ثابت


 

این پست فقط به خاطر دوستی هست که

                                          همه خاطراتم به او تعلق دارد.....

 

هیچ گاه برای غروب افتاب
دلتنگ نخواهم شد
و هیچ گاه برای طلوع افتاب دلشاد نخواهم شد
چرا که
بعد از هر غروب طلوعی
و بعد از هر طلوع غروبی دیگر است

اما... درود بر خورشید که ماندنی است ...

  

مرا اينگونه باور کن... کمي تنها ، کمي بي کس ، کمي از يادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا ديگر کجا رفته...؟! نمي دانم مرا آيا گناهي هست..؟ که شايد هم به جرم آن ، غريبي و جدايي هست..؟؟؟


 

نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه 4 بهمن1386 ساعت 11:28 موضوع | لینک ثابت


 

دل برد ی از من به یغما ... ای ترک غارتگر من

فرا رسیدن ایام شهادت سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) و یاران وفادارشان را به شما دوستان عزیز تسلیت عرض می نمایم .

**التماس دعا**


 

نوشته شده توسط محمد در جمعه 21 دی1386 ساعت 19:5 موضوع | لینک ثابت


سلام به همه شما دوستای عزیزم.

امیدوارم حالتون خوبه خوبه خوب باشه.خب بازم از همه شما دوستای گلم خیلی ممنونم

واسه این همه لطف و محببتون.

 

سلام سلام من امدم

 

اخه امروووووووووز تووووووووووولدمه

 

تولدم مبااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک

 

این کیک هم برای شما بخورید نوش جوووووووونتون فکر نکنید یادم رفته و

 

بهتون کیک نمی دم

 

 

پنجرهای قلبم را به روی تو باز می کنم وبا اولین خور شیدی که بیدار می شود ،به تو سلام می گویم :

سلام ای   آسمان مهر بان ،سلام ای مهر بانی بی پایان سلامی به تازگی بهار به تو متولد شده ی زمستانی

 

جاداره از تمام دوستان که بامن همراه شدن به خصوص عزیزانی که من رو در این راه یاری کردن بسیار تشکرکنم. بسیار ممنونم و امیدوارم بازهم با من باشیم و تنهام نذارین.

 

تولدم مبارک  تولدم مبارک      

 

 

******* روز تولد توست ستاره ها را تک تک به عشق تو

 

شمردم تولدت مبارک*******

 

یعنی می شه گفت

 

 

******* روز تولد خودمه ستاره ها را تک تک به عشق

 

خودم شمردم تولدم مبارک *******

 

       تولدم مبارک

 

 

 

        

 

 

 

 

 

¸.•´¸.•*´¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•` *(`'•.¸(`'•.¸ ¸.•'´) ¸.•'´)
«`'•.¸.¤¸.•'´) Happy Birthday
¤.¸.•'´»
(¸.•´ (¸.•` *(`'•.¸(`'•.¸ ¸.•'´) ¸.•'´)
(¸.•'´(¸.•'´ `'•.¸)`' •.¸)



.*.* .* .* .* .*
.() ().() () () ()().* .* .*.*
.* .* .* .*.* .* .
||| || ||| || ||| ||
.* .* .*.*
.* .* .* .* .
*@@@@@@@@@@@
.* .*
.* .* .* .* .*
@/////////////////////@
.* .* .*
.* .* .* . *
@@@@@@@@@@@@@
.* .* .
.* .* .* .*
@///////////////////////////@
.* .*
.* .* .*
@@@@@@@@@@@@@@@@
.* .*
.* .* .*
@////////////////////////////////@.*.
*
.* .* .*
@@@@@@@@@@@@@@@@@@*.* .*

 

 

 

 

 

 

 

خوش می گذره ؟؟ چه خبرا ........ امروز روز تولد منه

 

اول تولدم را به خودم تبریک می کم

 

محمد جون تولدت مبارک

 

مرسی  شما لطف دارین

 

دوم  اینکه بچه ها حالم خیلی بده می بینین روز تولدمه ولی حالم خیلی بده اخه

 

خیلی تنهام

 

بگذریم

 

امروز هم نمی خواستم بیایم و اپ کنم

 

 

درضمن نصف این عکسها  تقدیمی و یکی از برو بچ برایم ایمیل زده 

 

و گفته بزار برای تولدت 

 

و اینکه من از امروز تا اخر دی دیگه اپ نمی کنم و فقط یکی دو بار شاید بیایم

 

و

 

از اینکه به تولد من امدید خیلی خیلی تشکر و یک دنیا مرسی

 

راستی هدیه یادت نره

 

با نظر های خوشکلت باید بترکونی مهربونم

 

دوستتون دارم و همیشه به یادتونم و منتظرتونم همیشه

 

من دیگه حالم خوب نیست دارم می رم

 

تا بعد فعلا بابای

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  تولدددددددددددددددددددددددددم مباااااااااااااااااااااااااااااااااارک

 

  تولدددددددددددددددددددددددددم مباااااااااااااااااااااااااااااااااارک

 

  تولدددددددددددددددددددددددددم مباااااااااااااااااااااااااااااااااارک

 

 تولدددددددددددددددددددددددددم مباااااااااااااااااااااااااااااااااارک

  

  تولدددددددددددددددددددددددددم مباااااااااااااااااااااااااااااااااارک

 

 

 

 

 

  وای این هم کادوی تولدمه  

 


 

نوشته شده توسط محمد در جمعه 14 دی1386 ساعت 20:10 موضوع | لینک ثابت


 

عیدتون مبارک

یا علی امروز تنها مانده ایم                         در هجوم اهرمن ها مانده ایم

یا علی شام غریبان را ببین                        مردم سر در گریبان را ببین

گردش گردونه را بر هم بزن                         زخم های کهنه را مر حم بزن

مشک ها در راه سنگین می روند                اشک ها از دیده رنگین می روند

مشکها ی خسته را بر دوش گیر                  اشکها را گرم در آغوش گیر

حیدرا یک جلوه محتاج توام                         دار برپا کن که حلاج توام

جلوه ای کن تا که موسایی کنم                  یا به رقص آیم مسیحایی کنم


 

نوشته شده توسط محمد در دوشنبه 3 دی1386 ساعت 12:54 موضوع | لینک ثابت


می ترسم در چشمهایت نگاه کنم

می ترسم نگاهمان در هم گره بخورد

می ترسم مرا بیاد آوری

یادت می آید در کوچه باهم بازی می کردیم

یادت می آید یواشکی همدیگر را بوس می کردیم

به هر بهانه ای همدیگر را بغل می کردیم

چه چیزی باعث این جدایی شد

شاید عشقمان را پنهان می کردیم

به خدا قسم اگر بخواهی

فریاد می زنم دوستت دارم

تا پنهان نباشد این عشق

لعنت بر این جدایی


 

نوشته شده توسط محمد در شنبه 1 دی1386 ساعت 12:44 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting  مست عرفاني
 

نوشته های پیشین

report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting