من که میدانم شبی عمرم به پایان می رسد نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد من که میدانم مرگ ویرانگرچه بی رحم و شتابان می رسد پس چرا عاشق نباشم پس چرا عاشق نباشم من که میدانم به دنیا اعتباری نیست اعتباری نیست!... بین مرگ وآدمی قول و قراری نیست من که میدانم اجل ناخوانده وبیدادگر سرزده می آید و راه گریزی نیست پس چرا؟پس...پس چرا عاشق نباشم؟ 
+
نوشته شده در دوشنبه 25 تیر1386ساعت 9:17 توسط محمد
|

یکی داشت و یکی نداشت اونی که داشت تو بودی و اونی که تو رو نداشت من یکی خواست و یکی نخواست اونی که خواست تو بودی و اونی که بی تو بودن رو نخواست من یکی آورد و یکی نیاورد اونی که آورد تو بودی و اونی که جز تو به هیچکسی ایمان نیاورد من یکی موند و یکی نموند اونی که موند تو بودی و اونی که بدون تو نمی تونست بمونه من یکی رفت و یکی نرفت اونی که رفت تو بودی و اونی که بخاطر تو تو قلب هیچکی نرفت من
+
نوشته شده در دوشنبه 25 تیر1386ساعت 8:58 توسط محمد
|

یکی بود یکی نبود ![]()
زیر گنبد کبود![]()
یه غریبه اشنا![]()
دل و جونمو ربوده بود![]()
این جوری نگام نکن![]()
گل رز مهربون![]()
اون غریبه خودتی![]()
همیشه پیشم بمون![]()

+
نوشته شده در چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 11:19 توسط محمد
|

هنوزم پر می کشه دل برای به تو رسیدن آره بازم منم همون دیوونه همیشگی
من بر آنم که در این دنیا
خوب بودن به خدا سهل ترین کارست
و نمیدانم که چرا انسان
تا این حدّ
با خوبی بیگانه است ؟
و همین درد مرا سخت می آزارد

+
نوشته شده در چهارشنبه 20 تیر1386ساعت 11:8 توسط محمد
|


مي نويسم براي تويي كه به اميد يك بار ديدنت زنده ام
امروز نمي دونم از چي بنويسم به دنبال بهونه اي هستم تا باز هم مثل هميشه از تو بنويسم
ولي هرچه فكر مي كنم بهونه اي به ذهنم خطور نمي كنه
پس بي بهونه مي گم دوستت دارم دلم برات تنگ شده
كاش سرنوشت كمي دست از لجبازي برمي داشت و من باز مي ديدمت
هرچند اگر تمام عمر هم چشمان تو را به نظاره بنشينم براي من كم است
ولي لحظه اي ديدن تو مي تونه دلمو تا مدتي آروم كنه
مي دانم سرنوشت اين بار قصد مغلوب كردن منو داره
ولي فرياد مي زنم كه همه بشنوند اين بار با دفعه قبل
مي خوام همه بدونند كه من لذت تنهايي رو به تمام لذت هاي بدون تنهايي خود ترجيح مي دم
و تنهایی واسه من خيلي عزيزه و به قول شاعر : تنهايي گرچه كشنده است
مي خواهم تنهايي ام را تنها با تو قسمت كنم
تويي كه خود اين تنها رو به من هديه دادي
پس نازنينم زودتر بيا ...(M )
+
نوشته شده در سه شنبه 19 تیر1386ساعت 13:15 توسط محمد
|

از گل پرسیدم عشق چیست ؟
گفت : از من خوشبوتر است . از پروانه پرسیدم عشق چیست ؟ گفت : از من زیباتر است . از شمع پرسیدم عشق چیست ؟ گفت : از من نورانی تر است . از عشق پرسدم تو چستی ؟ گفت : یک نگاه بیش نیستم 
+
نوشته شده در سه شنبه 19 تیر1386ساعت 9:13 توسط محمد
|

تنها رفتن در این جاده در این جادهء سرد بی انتها بدون کوله باری از عشق بدون تو دشوار است ومن تنهاتر از همیشه خاطره های یاد تو بر دوشم سنگینی می کند می دانم که خواهی آمد اما من باز منتظرم.... دوستت دارم تا ابد(M)
+
نوشته شده در سه شنبه 19 تیر1386ساعت 7:26 توسط محمد
|


+
نوشته شده در دوشنبه 18 تیر1386ساعت 13:42 توسط محمد
|


منتظرت خواهم ماند .....حتی به قیمت جان
(M)
+
نوشته شده در دوشنبه 18 تیر1386ساعت 12:30 توسط محمد
|

تقدیم به بهترینم که همیشه در ذهنم جاریست بي تو مهتاب بی تو مهتاب شبی با از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهان خانه ی یادم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آید که شبی باز از آن کوچه گذشتیم ساعتی چند بر آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من هم محو تماشای نگاهت
+
نوشته شده در دوشنبه 18 تیر1386ساعت 10:38 توسط محمد
|


+
نوشته شده در دوشنبه 18 تیر1386ساعت 10:35 توسط محمد
|

+
نوشته شده در چهارشنبه 6 تیر1386ساعت 12:14 توسط محمد
|

درگذشت بانوی اواز ایران مهستی را به تمام دوستان تسلییت عرض میدارم
مهستی از دید من پاک بود چون هیچوقت جلف نبود و جلف نخواند و تمام وجودش احساس بود این پیام را برای دوستانتان بفرستید و همگی برای شادی روحش صلوات ختم کنیم بیا بنویسیم روحش شاد مهستی با نوای گرمش زنده میماند


روی خاک رو درخت رو پر پرنده رو ابرا
بیا بنویسیم
روی برگ روی آّب توی دفتر موج رو دریا
بیا بنویسیم که خدا ته قلب آینه است
مثل شور فریاد یا نفس تو حصار سینه است
با همیشه موندن وقتی که هیچی موندنی نیست
اوج هر صدای عاشقه که شکستنی نیست
با صدام میام همه جا تو رو مینویسم
روی آینهء گریه هام گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صدا نبض عشق زیر پوست خاکه
بیا بنویسیم
روی خاک رو درخت رو پر پرنده رو ابرا
بیا بنویسیم
روی برگ روی آّب توی دفتر موج رو دریا
توی خواب خاک ریشه ها موسم شکفتن
همصدای من میخونن وقت از تو گفتن
چشم بستمو تو بیا به سپیده وا کن
با ترانهء نفسات باغچه رو صدا کن
با صدام میام همه جا تو رو مینویسم
روی آینهء گریه هام گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صدا نبض عشق زیر پوست خاکه
بیا بنویسیم
روی خاک رو درخت رو پر پرنده رو ابرا
بیا بنویسیم
روی برگ روی آّب توی دفتر موج رو دریا
با ترانه نفسات من ترانه میگم
اسمتو مثل یه غزل عاشقانه میگم
بیا که دیگه وقتشه وقت برگشتنه
بوی پیرهنت که بیاد لحظه دیدنه
با صدام میام همه جا تو رو مینویسم
روی آینهء گریه هام گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشهء صدا نبض عشق زیر پوست خاکه
بیا بنویسیم
روی خاک رو درخت رو پر پرنده رو ابرا
بیا بنویسیم
روی برگ روی آّب توی دفتر موج رو دریا
بیا بنویسیم
روی خاک رو درخت رو پر پرنده رو ابرا
بیا بنویسیم
روی برگ روی آّب توی دفتر موج رو دریا

+
نوشته شده در چهارشنبه 6 تیر1386ساعت 12:2 توسط محمد
|

سلام عزیز مهربون اجازه هست بشم فدات
اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خنده هات شب که می یاد یواش یواش با چشمک ستاره هاش اجازه هست از اسمون ستاره کش برم برات اجازه هست بیای پیشم یکم بگم دوست دارم
تو هم بگی دوسم داری بارون بشم دل ببارم
برم تو باغ اطلسی بی رنج و بی دردو بیکسی
بهت بگم اجازه هست گل روی موهات بذارم
اجاز هست خیال کنم تا اخرش مال منی
خیال کنم دل منو با رفتنت نمیشکنی
کیه که اخر دیوونگیه واسه چشمات
کیه جز من که میمیره واسه خنده هات
کی برات قصه میگه شبا که خوابت نمیره
کی پا به پات می یاد وقتی که بارون میگیره
کیه وقتی که تشنته تو ابرا بلوا میکنهاگه یک جرعه بخوای کویرو دریا میکنه
یه شب موی تو رو به صد تا مهتاب نمیده
خودش میسوزه ولی تن به سایه و اب نمیده
: اون منم که عاشقونه شعر چشماتو میگفتم
هنوزم خیس میشه چشمام وقتی یاد تو می افتم
هنوزم می یای تو خوابم تو شبای پر ستارههنوزم میگم خدایا کاشکی برگرده دوباره
+
نوشته شده در چهارشنبه 6 تیر1386ساعت 12:0 توسط محمد
|
