تبليغاتX
بوسه ی تنهایی -

بوسه ی تنهایی

به خاطر او

 

اکنون به انتظار نشسته ام آمدنت را

و می ترسم از آن روزی که خرد شوم

زیر پاهای گذر زمان

و از یادت بروم

و از يادت بروم

به انتظارت هستم

و شمارشگر لحظه های بیهوده ای که

جاری می شوند  بدون نشانی کوچک از تو

لحظه ای بیا ندیش

همه ی بودنم را که سرد است و سیاه

و شتابم را در گذران افق تردید

و روزهایم را چون آینه ای زنگار گرفته

لحظه ای یباندیش و احساسش کن

تمام دلدادگی ام را ...

+ نوشته شده در سه شنبه 6 آذر1386ساعت 12:17 توسط محمد |