می ترسم در چشمهایت نگاه کنم می ترسم نگاهمان در هم گره بخورد می ترسم مرا بیاد آوری یادت می آید در کوچه باهم بازی می کردیم یادت می آید یواشکی همدیگر را بوس می کردیم به هر بهانه ای همدیگر را بغل می کردیم چه چیزی باعث این جدایی شد شاید عشقمان را پنهان می کردیم به خدا قسم اگر بخواهی فریاد می زنم دوستت دارم تا پنهان نباشد این عشق لعنت بر این جدایی
+
نوشته شده در شنبه 1 دی1386ساعت 12:44 توسط محمد
|
